مهمونی
عزیزم دیشب رفتیم مهمونی و تو حسابی شیطونی کردی........................وای ............... بی ادب من
سرپا نگهت میداشتیممو و با پاهات میخواستی بشقاب و لیوان و هرچی که سفره بود رو به هم بزنی 
طوری که من هنوز هیچی نشده خواستم بخاطر پسر شیطونم خجالت بکشم......................
سالاد و
هرچی که سر سفره بود......
منم امروز از صبح انقد خونه رو تمیز و مرتب کردم که نگو و جنابعالیم خواب بودی و خلاصه خیلی خسته شدم
فعلا عزیزم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مهمونی
